تبلیغات

www.AxBarun.com 

عکس بازیگران ایرانی،عکس عاشقانه،عکس جالب و دیدنی،عکس روز،عکس لاو،عکس خنده دار،عکس زیبا،عکس زیبا،عکس از طبیعت،عکس بهار،عکس تابستان،گالری عکس،عکس گل و گیاه،سات عکس، عکس خارجی, عکس هندی, عکس خفن, عکس خوشگل, فقط عکس, عکس ایرانی, عکس باحال, عکس دختر, عکس عربی,
تبلیغات
مطالب ارسالی
لینک دوستان
آمار و اطلاعات سایت
» بازدید های امروز :
» بازدید های دیروز : 1
» بازدید های این ماه : 1
» کل بازدید ها : 1
» تعدادکل مطالب ارسالی:
PageRank

بهترین هدیه به آقایان!

تمامی مباحث و مطالب این وبسایت مطابق با کشور عزیزمان ایران می باشد 

آموزش کارامد افزایش قد

» قاتل زنان قزوینی داروهای خواب آور را ...
ارسال شده توسط : admin | در تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1388 | موضوع : مطالب و اخبار روز ایران و جهان، 


مردی که به قاتل زنان قزوین ، داروی خواب آور می فروخت امروز در شعبه دوم دادگاه کیفری این استان از خود دفاع کرد. به گزارش خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز ، بامداد شنبه در ابتدای دومین نشست رسیدگی به این پرونده ، نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و اعلام کرد : اولیای دم پنج زن و یک مرد برای «مهین» 32 ساله تقاضای صدور حکم قصاص نفس - مرگ - کرده اند. وی ادامه داد : «مهین» در روز سی ام دی 88 برای نخستین بار پای میز محاکمه ایستاد و جنایتها را گردن گرفت.اکنون مردی که به عامل جنایت های سریالی قزوین ، داروی خواب آور می فروخت در دادگاه حاضر است و باید پاسخگو باشد. نوبت دفاع به این مرد که رسید گفت : قسم می خورم هرگز نمی دانستم زن رنوسوار 

، داروی خواب آور را برای اجرای نقشه آدمکشی می خواهد.من اگر به این موضوع پی برده بودم که نمی گذاشتم کار به اینجا بکشد. «مهین» نیز بار دیگر در دفاع از خود اظهار داشت : قتلها را قبول دارم.من به خاطر مشکلات مالی مجبور می شدم دست به جنایت بزنم.می خواستم تا زمانی که چک هایم پاس شود قتلها را ادامه دهم.البته منتظر بودم فرجی شود و یک جوری از این مخمصه نجات پیدا کنم اما نشد. در نشست پیشین رسیدگی به این پرونده ، جرم شش فقره آدمکشی عمدی ، دزدیدن طلا و جواهر زنان و دستبرد به دو میلیون تومان پول مردی به نام «صفت‌ا...» که صاحبخانه «مهین» بود به این زن تفهیم شد. *قاضی : «صفت‌ا...» را با چه انگیزه‌ای کشتی؟ *مهین : آن روز به خانه رفتم و لباس هایم را برداشتم.«صفت‌ا...» در مسیرم ایستاد و دوباره با حرف هایش اعصابم را به هم ریخت.من ضربه‌ای به سینه‌اش زدم که به دیوارخورد.بعد به طرف بالا رفت که همان موقع چند بار به پلیس 110 زنگ زدم تا شاید بترسد.لحظاتی بعد می خواستم از خانه خارج شوم که ناگهان از پشت‌سر حمله کرد.من در اوج خشم ، ضربه‌ای به بینی‌اش زدم و او را با طناب خفه کردم. *قاضی : چطور به تنهایی دست و پای «صفت‌ا...» را بستی و جنازه را به کانال آب بردی؟ *مهین : زمانی که انسان غیرتی می‌شود قدرتش چند برابر می‌شود. *قاضی : چرا سه سال پیش به این قتل اعتراف نکردی تا کار به اینجا نکشد؟ «مهین» سکوت کرد. *قاضی : شوهرت از جنایتها اطلاع داشت؟ *مهین : یک روز بعد از کشتن «صفت‌ا...» موضوع را به شوهرم گفتم اما از قتل زنجیره ای زنان اطلاعی نداشت. *قاضی : پول را از کجا دزدیدی ؟ *مهین : داخل گاوصندوق.با دو میلیون تومانی که دزدیدم ماشینم را از صافکاری گرفتم. قاضی : در گاوصندوق را چگونه باز کردی؟ *مهین: همه جا را گشتم تا این‌که کلید را زیر فرش پیدا کردم. تهیه مواد بیهوشی از تهران *قاضی : دومین قربانی‌ات «کبری» بود.او را چگونه کشتی؟ *مهین : وقتی «کبری» را در آزمایشگاه دیدم برق طلاهایش وسوسه ام کرد.بنابراین با اصرار خواستم سوار ماشینم شود تا او را به خانه‌اش برسانم.پس از سوار شدن ، با آبمیوه مسموم بیهوشش کردم.من پیرزن زن فریب خورده را به منطقه‌ای خلوت کشاندم ، طلاهایش را دزدیدم و او را خفه کردم. *قاضی : مواد بیهوشی را از کجا تهیه می کردی؟ *مهین: حوالی بازار تهران.البته از یک دستفروش خرید می‌کردم.او برای این که طلاها را هم راحت بفروشم یک دسته فاکتور خرید طلا به من داد. *قاضی : روز جنایت چرا به آزمایشگاه رفتی؟ *مهین : به دنبال طعمه‌ای بودم که طلا و جواهر ، همراه داشته باشد. *قاضی : قربانی‌ات آن روز پالتو پوشیده بود ؛ چطوری طلاهایش را دیدی؟ *مهین : به خاطر این که زنان برای پوشاندن طلاهای خود حساسیت ندارند. *قاضی : در آن جنایت که غیرتی نشده بودی پس آن همه زور را از کجا آوردی؟ *مهین : آن روز ، بی پولی غیرتی ام کرده بود. *قاضی : با این جثه‌ات چگونه زنان بیهوش و تنومندتر از خودت را بلند می‌کردی؟ *مهین : من هیچ کدام از آنها را بلند نکردم بلکه همه را روی زمین می‌کشیدم. *قاضی : اگر انگیزه‌ات فقط دزدی بود چرا زنان بی گناه را می کشتی؟ *مهین : چک 10 میلیون تومانی برای ضمانت به فردی داده بودم تا برایم وام بگیرد.او اما چکها را در بازار خرج کرد و من نمی‌خواستم به خاطر برگشت چک به زندان بروم.به همین دلیل تصمیم به دزدی و قتل زنان گرفتم. قاضی : درباره قتل «بانو» توضیح بده. *مهین : آن زن ، خاله شوهرم بود.روز جنایت به خانه‌اش رفتم و زمانی که می‌خواست قرص هایش را بخورد او را با تعارف آبمیوه مسموم بیهوش کردم.سپس «بانو» را در آشپزخانه خفه کردم و بعد از دزدیدن دو میلیون و 500 هزار تومان فرار کردم. *قاضی : مگر شوهرت خرج خانه را نمی‌داد؟ *مهین: او راننده بود و هر از گاهی کار می کرد اما پولی در بساط نداشت.مدتی هم مواد مخدر مصرف می کرد.بیماری دخترم و خرج و مخارج سنگین زندگی باعث شد دست به قتل زنان بزنم. *قاضی : شوهرت نمی گفت این پولها را از کجا آوردی؟ *مهین : چرا، می‌گفتم از دوستانم قرض گرفته‌ام. *قاضی : فروردین امسال چرا تصمیم به طلاق گرفتید؟ *مهین : 16 فروردین برای طلاق توافقی به دادگاه رفتیم اما قبل از جدایی دستگیر شدم.علت ، مشکلات مالی و بیکاری همسرم بود. *قاضی : الان بچه‌هایت نزد شوهرت هستند؟ *مهین : بله. *قاضی: درباره قتل «گرجی» توضیح بده. *مهین: در کانون بازنشستگان با او آشنا شدم.روز قبل از جنایت برای کاری به آنجا رفته بودم که برق طلاهایش وسوسه‌ام کرد و به همین خاطر در لیست قربانیان قرار گرفت.«گرجی» را هم به بهانه رساندن به خانه‌اش سوار رنو کردم.او با نوشیدن آبمیوه مسموم بیهوش شد و جانش را به راحتی گرفتم. *قاضی : اگر کسی 10 میلیون تومان کمکت می کرد مرتکب این قتل ها نمی‌شدی؟ *مهین : نه. تی قبل از کشتن زنان از افراد زیادی کمک خواستم اما هیچکس دستم را نگرفت.باور کنید اگر پول می‌دادند مرتکب قتل نمی‌شدم. قاضی : با «عاتقه» چگونه آشنا شدی؟ *مهین : در یک مکان مذهبی.وقتی سوار ماشینم شد و فهمیدم خانه‌اش نزدیک است برای این که داروهای بیهوشی اثر کند به بهانه سوار کردن دخترم مسیر را طولانی کردم. *قاضی : برای شکار طعمه به آنجا رفته بودی یا کار دیگری داشتی؟ *مهین : بیش تر برای شناسایی طعمه. *قاضی : دفعه اول بود که به امامزاده می رفتی؟ *مهین : نه. قبلا هم رفته بودم. قاضی : در مورد نحوه آشنایی ات با صغری - آخرین قربانی - بگو. *مهین : با او هم در امامزاده «چهار انبیا» رو به رو شدم.البته قبلا با او آشنایی دوری داشتم.وقتی می‌خواستم خفه‌اش کنم ، بدنش به دارو واکنش نشان داد.من هم مجبور شدم با سنگ او را بکشم. *قاضی : چرا سر و صورت بعضی قربانیان را با چسب می پوشاندی؟ *مهین : نمی‌دانم! *قاضی : از کشتن لذت می‌بردی؟ *مهین : نه. مشکلاتم آنقدر زیاد بود که اینها در برابرش به چشم نمی‌آمد. * قاضی : چرا امامزاده چهار انبیا (ع) را برای جنایتها انتخاب می کردی؟ * مهین : قصد جسارت به امامزاده ها را نداشتم.به خاطر شلوغ بودن امامزاده و همچنین نوع افرادی که انتخاب می کردم جای مناسبی بود.حالا فقط می توانم بگویم از همه عذر می خواهم و طلب بخشش دارم.در تنهایی فکر می کردم چرا نباید روز مادر ، کنار بچه هایم باشم ؟ بعد به این نتیجه رسیدم من مادران زیادی را از دیدن روز مادر محروم کردم و باز هم از همه طلب آمرزش و بخشش دارم. **** آنچه گذشت .... مردی جوان که پریشانی در چهره اش موج می زد شامگاه شانزدهم بهمن 1387 به اداره آگاهی قزوین رفت و از گم شدن مادر 64 ساله اش «کبری» خبر داد. وی اظهار داشت : صبح زود مادر بیمارم ، ناشتا از خانه خارج شد تا به آزمایشگاه برود اما هنوز برنگشته است ؛ می ترسم بلایی سرش آمده باشد.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، تحقیق برای یافتن زن سالخورده ادامه داشت تا این که دو روز بعد یک ناشناس با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفت و گفت جنازه ای را در کنار مسیر فرعی جاده «الموت» دیده است. سپس کارآگاهان به همراه بازپرس کشیک به نقطه مورد نظر رفتند و با پیکر «کبری» که به نظر می رسید با طناب خفه شده بود رو به رو شدند.با صدور دستور قضایی ، جنازه مادربزرگ به پزشکی قانونی فرستاده و تلاش پلیس برای ردیابی عامل یا عاملان جنایت آغاز شد. 24 شبانه روز از مرگ «کبری» گذشته بود که افسران کلانتری 17 غیاث آباد قزوین از ماجرای مشابهی باخبر شدند و بازپرس کشیک را در جریان معما قرار دادند.این مقام قضایی با دیدن جنازه زن 60 ساله ای در کنار یکی از درختان بوستان «فدک» پلیس اداره آگاهی را مامور رازگشایی کرد.کارآگاهان در نخستین مرحله تحقیق ، رد یک کفش را روی مقنعه قربانی دیدند و این سرنخ را پیگیری کردند. نوروز 1388 به نهمین روز رسیده بود که پیکر زن 67 ساله ای به نام «عاطفه - ح» در جوی آب «مینودر» قزوین پیدا شد و فرضیه سریالی بودن سه جنایت مشابه قوت گرفت.شواهد نشان می داد این زن برای دید و بازدید عید از خانه اش بیرون رفته بود که قربانی جنایت دزد یا دزدان شد. همچنین 3:30 بامداد هفتم اردیبهشت 1387 مردی که خود را رفتگر شهرداری معرفی می ‌کرد با پلیس 110 قزوین تماس گرفت و گفت پیکر زن میانسالی کنار دیوار غربی دانشگاه بین ‌المللی امام خمینی (ره) شهرک «مینودر» رها شده است. بلافاصله افسران گشت کلانتری 17 غیاث‌آباد به میدان گل ‌های «مینودر» رفتند و مقابل کوی «بنفشه» با جنازه زنی رو به رو شدند که روی دهانش نوار چسب پهن کشیده شده بود و سرش را با کیسه‌ پلاستیکی پوشانده بودند.بررسی ها نشان می داد جانی یا جانیان به خاطر مقاومت زن بی چاره ، او را با به شدن زخمی و سپس خفه کرده بودند. با انتقال جنازه به پزشکی قانونی ، قربانی 51 ساله که «صغری - ح» نام داشت و آموزگار کلاس اول دبستان «اندیشه» بود شناسایی شد. برادر «صغری» به پلیس گفت : خواهرم که مجرد بود برای تعویض کفش خود به خیابان امام «خمینی» رفت و دیگر برنگشت.با طرح فرضیه قتل های سریالی در قزوین ، نماینده مردم این استان در مجلس ، در نامه‌ای از رئیس پلیس کشور خواست هر چه زودتر برای شناسایی جانی یا جانیان ، گروه زبده ای را مامور کند.در نتیجه شماری از کارآگاهان معاونت آگاهی ناجا مسئول پیگیری ماجرا شدند و تجسس خود را زیر نظر بازپرسان شعبه‌های دوم و پنجم دادسرای عمومی قزوین آغاز کردند.بدین ترتیب یک زن رنوسوار به نام «مهین» با تلاش چهار ماهه ماموران بازداشت شد و پس از دیدن مدرک های دادگاه پسند ، لب به اعتراف گشود. «مهین» 32 ساله بسیار باهوش است اما استعداد و توانایی‌های خود را در شش جنایت سریالی خرج کرد.این زن در کودکی مشکلاتی داشت که پس از ازدواج تشدید شد و زمینه ارتکاب کشتار را به وجود آورد. مشکل مالی و نبود روابط قوی عاطفی از جمله مسائلی بود که «مهین» از آن رنج می‌برد.شواهد نشان می داد «مهین» به اختلال شخصیتی مبتلاست. وی که مادر دو دختر است ادعا کرد به تنهایی دست به جنایت می زد و انگیزه اش فقط مسائل مالی بود.این موضوع اما کاملا واقعی به نظر نمی رسید. شعبه دوم دادگاه کیفری استان قزوین ، شنبه هفته آینده شاهد سومین نشست رسیدگی به جنایت های سریالی «مهین» خواهد بود. خبرنگار:525
? برای مشاهده کامل به [] مراجعه کنید ?
نویسنده : admin ? تاریخ : 03:35 ب.ظ ? نظرات ( ) ? لینک مطلب
صفحات دیگر سایت

تعداد کل صفحات: 0         

عطر ماه تولد پسران و دختران

 ™ Copyright © 2008  All rights reserved © Power By : Axbarun.com